تبليغاتX
طبیعت بکر شب
طبیعت بکر شب

و جهانی که در این نزدیکیست...

 

اگر پیگیر سخنان سیاوش صفاریان پور در رابطه با پایان یک مرتبه ای آسمان شب میبودید قطعاً درمیافتید که وی در لابلای سخنانش بینندگان را به برنامه ای دیگر وعده میدهد. هم اینک شاهد برنامه ای تحت عنوان " راه شیری " از وی هستیم منتها نه از دریچه ی تلویزیون. برنامه ای اینترنتی که ادامه پست را عیناً نقل میکنم :

 

پایان مبهم و غم‌انگیز آسمان شب و شایعات پس از آن دل‌های بسیاری از منجمان جوان کشورمان را که نجوم را با این برنامه تلویزیونی آغاز کرده بودند، به درد آورده بود. اینک اما سیاوش صفاریان‌پور با همان عشق و انرژی اما در رسانه‌ای متفاوت و با نامی دیگر٬ شروعی دوباره را با شور و شعف آغاز کرده است تا تلاشش برگ سبزی باشد٬ تقدیم به مردمی که با محبت و اشک خود٬ آسمان شب را در قلبهایشان زنده نگه داشته بودند.

برنامه تلویزیونی راه شیری  که برای پخش در اینترنت ساخته شده است ، برنامه جدیدی است از سیاوش صفاریان پور تهیه کننده و مجری مشهور برنامه آسمان شب.

این برنامه فعلا قرار است گاه به گاه و بنا به مورد ساخته و منتشر شود. همراهی شما با راه شیری و نظرات سازنده‌اتان به طور قطع موجب بهبود مداوم این برنامه خواهد شد.اجازه دهید سخن کوتاه کنیم و بخوانیم آنچه سیاوش صفاریان‌پور خود برای آغاز به کار این برنامه نگاشته است.

سلام

از این به بعد و به پیشنهاد و کمک دوست ارجمندم شهرام یزدان‌پناه در این وبگاه شاهد راه شیری خواهید بود. این پاسخ کوچک من به تمام دوستانی است که دراین مدت،طنین قلب بزرگ و مهربانشان ملودی خوشایند عشق به آسمان را در گوشم زمزمه می‌کرد و راه شیری از میان آن سر کشید.

نمی دانم چه اسمی روی آن باید گذاشت، یک شبکه تلویزیونی اینترنتی نجومی یا ویدئوهای کوتاه نجومی و یاهر چیز دیگری. فرقی ندارد. مهم این است که در عین سادگی برنامه، کالایی در دسترس برای دوستداران آسمان شب و فضا ارایه شود.

امیدوارم پس از این نسخه اولیه بتوانیم با نظمی مشخص٬ قسمت‌های بعدی را یکی پس از دیگری نمایش دهیم. در این مسیر آنچه مهم است مثل همیشه نظر و حمایت‌های شماست.

اکنون بهانه این آغاز ، پایان یکی از اثر بخش‌ترین ماموریت‌های تاریخ فضایی بشر است.
آخرین شاتل !

اگر از دیدن راه شیری لذت می‌برید تماشای آن را به دوستانتان پیشنهاد کنید.
ارادتمند
سیاوش صفاریان پور

 

 

 پی نوشت : انگار همین دیروز بود ماه رمضون پارسال !! خیلی زود و عجیب گذشت ... یادش بخیر ... منتظریم ببینیم امسالم مث پارسال هست کسی که بخواد خبر استهلالو بده یا نه ؟!

 

دل نوشت : من آن نی خشکم بر لب های ناپیدایی که قصه ی فراق را مدام در من می دمد و خاطره ای از روزگار وصل خویش از عمق دور و مجهول درون خاموشم ، آشنا و شورانگیز سر بر میدارد و جان سرد و غمگینم را، گرم و شاد ، در آغوش میفشرد.       هبوط - دکتر شهید ، علی شریعتی

 

حرف نوشت : مست مستم  !!

ابدیت و دیگر هیچ.

 

آخرنوشت :    خداحافظ تا تیر ماه سال بعد.

 

نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 20:18 توسط عطیه| |

 

طولانی ترین ماه گرفتگی یازده سال اخیر اتفاق افتاد.

ماه گرفتگی در ساعت 18.23 شب به وقت جهانی آغاز شده و در نیمه شب پایان می گیرد. گرفتِ کامل 100 دقیقه به درازا می‌کشد و ماه تمام این مدت را در سایه ی زمین می گذراند. بیشینه ی ماه گرفتگی نیز در ساعت 20:12 به وقت جهانی رخ می‌دهد.

اینم عکسیه که با دوربین دوچشمی ۸۰*۲۰ و دوربین گوشیم - سامسونگ مدل GT-S5233A- گرفتم.

امیدوارم شب خوبی بوده باشه برا همه.

 

پی نوشت :  چه زیباست خوابیدن و بر نخواستن ... زیباست... زیبا ...

بی ربط نوشت :   ابدیت و دیگر هیچ.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 10:58 توسط عطیه| |

 

این مطلب پی نوشتی بود زیر پست قبلی ولی حالا دیدم نمیشه !

نقل قول می کنم :

 

همایش نجومی با محوریت اختفا در دانشگاه تربیت معلم تبریز با همکاری جناب آقای حامد الطافی در ۱۹ اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد.

انجمن علمی نجوم دانشگاه تربیت معلم آذربایجان تبریز برگزار میکند :

همایش دانشجویی نجوم آماتوری با محوریت اختفاهای نجومی

سخنرانان : دکتر محمدرضا نوروزی ( مدیر رصدخانه زعفرانیه تهران )

آقای آتیلا پرو ( مدیر بخش خاورمیانه انجمن جهانی اختفا )

زمان : ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ از ساعت ۱۴ الی ۱۸

مکان : تبریز ، کیلومتر ۳۵ جاده تبریز - مراغه ، دانشگاه تربیت معلم آذربایجان ، دانشکده علوم پایه ، آمفی تئاتر شماره ۱ .

نحوه ثبت نام :

علاقمندان برای ثبت نام و شرکت در این همایش میتوانند تا تاریخ ۱۷ اردیبهشت ماه بصورت زیر اقدام نمایند :

- واریز مبلغ ۵۰۰۰۰ ریال به شماره حساب ۰۳۰۳۸۵۸۰۱۹۰۰۶ بانک ملی ، شعبه مرکزی تبریز ، به نام محمدباقر اسحقی .

 - اسکن و ارسال فیش واریزی به همراه مشخصات کامل ( نام و نام خانوادگی ، میزان تحصیلات ، سابقه فعالیت های نجوم آماتوری )

 لطفاْ به آدرس Nojum.azaruniv@gmail.com   آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند ، جهت مشاهده آن شما نیاز به فعال ساختن جاوااسکریپت دارید ، درخواست خود را ارسال فرمایید.

علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۱۴۸۶۴۶۴۱۳ تماس بگیرند.

 

پی نوشت : شاید توفیقی بود برای دیدن کسایی که خیلی وقته ندیدمشون از جمله جناب الطافی.

 

بعداً نوشت : گاه گاهی به یادت غزلی میخوانم ، تا نگویی که دلم غافل از آن عهد و وفاست. خوب رویان همه گر با دل من خوب شوند ، خوب من ، با همه خوبان حساب تو جداست.    دکتر شهید ، علی شریعتی

 

آخر نوشت : روز سمپاد مبارک !

 

بعد آخر نوشت : گاهی وخت ها آنقدر راحتی که دلت یهو میگیرد... گاهی وخت ها از سنگینی خنده ات میگیرد ... گاهی هم در نوسانی... چیزهایی را میفهمی که قلبت تیر میکشد ... تنگی نفس ... میخواهی عق بزنی و بالا بیاری تمامش را ولی تو وسط معرکه ای ... وسط وسط !

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 19:4 توسط عطیه| |

 

برنامه جویندگان کسوف همان برنامه ای بود که سیاوش صفاریان پور قولش را داده بود و هم اینک شاهد پخش آن از شبکه چهار هستیم.  از کسوف سال 80 در زامبیا شروع کرده و نمیدانم تا کجا ادامه دارد ! گروه تهیه کننده آن برای مشاهده گرفت های کلی به نقاط مختلف جهان سفر کرده و نتیجه تلاش آن ها مستندی است با این اسم.

زمان پخش : هر جمعه ساعت 23 از شبکه چهار سیما.

* حتما! دنبال خواهم کرد برنامه را !

پی نوشت : خوشحالم که سیاوش همچنان ادامه داره !

بعداً نوشت : انسان به اندازه ای که به انسان بودن نزدیک می شود ، احساس تنهایی بیشتری میکند.    دکتر شهید ، علی شریعتی

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 15:37 توسط عطیه| |

 

آلینوش طریان. اسمی که شاید بارها به گوشمان خورده و ساده از کنارش رد شده ایم. بانوی اخترفیزیک ایران. کسی که سالهای سال از عمر گرانبهای خود را صرف تعلیم و تعلم کرد. صرف خدمت به مملکتی کرد که ... . ادامه جمله ام را خواهم گفت. زود قضاوت نکنید و همچنین عجله. کسی که فعالیت های درخشانی در زمینه نجوم و اخترفیزیک داشت. متولد 18 آبان 1299 در تهران. از خانواده ای کاملا علم دیده. نمیخواهم به تکرار مکررات بپردازم چون با هر گردش علمی مجازی (!) میتوانید آنها را بخوانیدو بدانید. شاید حرف هایی ذکر شود که خیلی هایمان اینقدر دقیق رویش فکر نکرده بودیم.

ایشان برای ادامه تحصیل و بخاطر نمرات درخشان خود درخواست بورس برای ادامه آن را داشتند ولی بدلیل شرایط آن زمان – که تفاوت چندانی با حال ما ندارد – و محدودیت های موجود دکتر محمود حسابی که میتوان گفت جایگاه استاد راهنما – البته نه به قطع – را برای ایشان داشت از موافقت با این درخواست سر باززدند و نه تنها نیازی به تایید بورس ندیدند بلکه تحصیل را تا همین حد برای او کافی نیز شمردند. با پشتکار فراوان این بانو با هزینه شخصی و به قصد ادامه تحصیل عازم بلاد فرانس شدند و پس از اندی بعلت عرق وطن پرستی و خدمت به میهن به ایران بازگشتند و بعنوان دانشیار ترمودینامیک در دانشگاه به فعالیت های خود ادامه دادند. همچنین سمت متصدی آزمایشگاه این دانشگاه نیز بر عهده ایشان بود. در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربی بورس مطالعه رصدخانه فیزیک خورشیدی را در اختیار دانشگاه تهران قرار داد که وی برای این بورس انتخاب شدند . در فروردین سال 1340 به آلمان رفتند و پس از انجام مطالعات به ایران بازگشتند.

ایشان سه سال بعد بعنوان اولین استاد بانوی فیزیک ایران شناخته شدند. همچنین در سال 48 به ریاست گروه تحقیقات فیزیک خورشیدی موسسه ژیوفیزیک دانشگاه تهران منصوب شدند  و در رصدخانه فیزیک خورشیدی که خود وی در بنیانگذاری آن نقش عمده ای داشتند، فعالیت خود را آغازکردند. ایشان همچنین نخستین تلسکوپ خورشیدی ایران را پایه گذاری کردند که در نوع خود عالی و ستودنی بود و هست.

حال این عزیز در 14 اسفند 1389 از میان ما رفتند. نه . به اصلشان بازگشتند. خدا بیامرزدشان. روحشان شاد و یادشان گرامی.

بیش از این نمیخواهم به خدمات آن بانوی عزیز در زمینه علم بپردازم . همه ما میدانیم که نقش پررنگی در جامعه علمی بر عهده داشته اند و تا عمر داریم باید زندگی امروز خود را مدیون چنین کسانی بدانیم.

  • علاوه بر زندگی علمی ، قصد دارم کمی هم به تحلیل زندگی شخصی ایشان بپردازم. حتما میدانید که تا پایان عمر ازدواج نکردند. ازدواج نکردن هم معنی با چیزهای دیگر نیست. لازم به ذکر است ایشان در سالهای جوانی به مردی علاقمند بودند ولی گویا مرگش اثر خود را بر روی آلینوش گذاشت و ایشان نیز با خود عهد کردند که تا آخر عمر ازدواج نکنند. میخواهم بگویم اکثر انسان های بزرگ چنین اند. نه تنها از زندگی علمیشان میتوان درسهای زیادی گرفت بلکه زندگی شخصیشان نیز چنین است. عشقی وصف ناپذیر و اراده ای آهنین میخواد اینکار. بجز این ، تحصیل در زمان سخت قبل و پس از انقلاب نیز صبر و شکیبایی خاص خود را میطلبد. زمانی که طرز فکر خیلی ها آنقدر بسته بود که حتی نمیشد سر را از مسیر همیشگی برگرداند. جامعه ای که همزمان با انقلاب مشکلات فراوانی برای پیشرفت داشت و چیزی که کمتر مورد توجه قرار میگرفت علم بود و علم.
  • در اوایل حرف هایم گفتم " صرف خدمت به مملکتی کرد که ... " . راست گفتم. کلاهمان را قاضی کنیم. تا به حال چه کسی کمکی به چنین افرادی کرده است ؟؟ منظورم کسانی هستند که وارثی ندارند اما تمامی زندگی خود را وقف این سرزمین کرده اند. روزهای سختی که عزیزانی همچون آلینوش گوشه آسایشگاه  به گذشته خود فکر میکردند چه کسی به یادشان بود ؟؟ نهایت بی انصافی زمان و آدمهایش است به خیلی ها.

 

پی نوشت : میدانم. عادت ما ایرانی هاست. مرده پرستیم. دست خودمان هم نیس. تا یکی میمیرد تازه یادمان می افتد و آه و ناله سر میدهیم که فلانی فلان بود و بهمان. از دست خودم ناراحتم. ناراحتم از اینکه همان موقع که سی دی مجله نجوم و عکس هایی از این بانو به دستم رسید جلوی نوشتنم را گرفتم.

 

پی نوشت بعدی : برای اینکه مرده پرست بودنمان را گسترش ندهیم عکسی از ایشان قرار نمیدهم تا عذاب وجدانم بیشتر نشود. هر کس مایل بود کافیست سرچی ساده بنماید.

 

بعدا نوشت  : قسمتی از حرفای بالام به این اشاره میکرد که نباید انتظار داش که همه کاملنو به بلوغ فکری رسیدن. حتی اگه چند دهه از عمرشون بگذره. حتی بزرگایی مثل دکتر حسابی هم تو خیلی موارد بر اساس شرایط زمانی تصمیم میگرفتند نه بر اساس ملاک های ذهنیشون تو زمینه های مختلف. شاید به نظر خیلیا درست باشه ولی من نمیپسندمش. معتقدم هر کی که بخواد کاری رو شروع کنه باید هدفش براش مهم باشه نه شرایط جامعه. شاید با سختی شرایط ، کارم سخت تر بشه ولی میشه.

 

حرف نوشت  : روزگاریست که شیطان فریاد میزند آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد ...

 

دل نوشت : دل برکن از این خاک که هیچش جز جفا نمیبینم ...

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 22:16 توسط عطیه| |

 

مطلبی که سکوت در مقابلش درست نبود و مجبورم کرد بنویسم. بنویسم از خیلی چیزا.

میخوام این پستو به یه شکل دیگه شروع کنم :

اوایل ورودم به دنیای نجوم بود که تو یکی از شبای تابستون که داشتم کانالا رو چک میکردم چشمم به یه سری فیلم نجومی افتاد. کلی ذوق کردم ولی چون خوابم میومد تلویزیونو خاموش کردمو رفتم بخوابم. فرداش یکی از فامیلا زنگ زده که عطیه دیشب برنامه نجومی میداد دیدی ؟؟ خیلی قشنگ بودا ! و من حسرت خوردم از اینکه چرا ندیدمش. منتظر موندم تا دوباره پخش بشه درحالیکه حتی اسم برنامه رو نمیدونستم ! یهو به سرم زد برم لیست پخش شبکه رو نگاه کنم. خودش بود ، آسمان شب دوشنبه 21:20 . قبل اینکه دوشنبه برسه به چند نفر از دوستامم خبرشو دادم .رسید. دوشنبه رسیدو من کنترل به دست در حالیکه به جیغ و دادای افراد خونواده که بزنم یه شبکه دیگه گوش نمیدادم جلوی تلویزیون چهارزانو نشسته بودم. برنامه اونقدر جذاب و دیدنی بود که با تمرکز کامل به حرفای مجری و کارشناس گوش میدادم. با تمام وجود آهنگای میان برنامه رو گوش میدادو با تمام حواس اسلایدا و فیلمارو نگاه میکردم. مجری برنامه آدم جالبی به نظر میومد. سیاوش صفاریان پور. با قد کوتاه – البته چهار انگشت ازم کوتاه تره !!! –کمی کپل و یه صورت بانمک . اینقدر از برنامه و بحثاش خوشم اومد که لحظه شماری میکردم تا دوشنبه آینده برسه. ویژه برنامه هارم حتی از دست نمیدادم. علاقه ام به این برنامه تا جایی بود که تقریبا اکثر فامیل میدونستند روزای دوشنبه نباید خونه ما بیان یا ما خونه اونا نمیریم واسه همین برنامه ریخته بودن برا خودشون ! تا اسفند سال قبل که هنوز درگیر کارای گروه نجوم شهرمون نشده بودم حتی یک برنامه رو هم از دست نمیدادم ولی کم کم هم نظم پخش – به لطف مسئولا – به هم ریخت و هم عوامل دیگه که پایین میگم و هم من دیگه حوصله قبلو نداشتم که مثل قبل دنبالش کنم – چه کنم پیریه دیگه !! -. این اواخر بازم خواستم ببینمش که ... . که خبردار شدم قراره در آسمان شبو تخته کننو یکی دیگه با یه کارگردانی دیگه جایگزین بشه.

از میزان ناراحتی خودم حرف نمیزنم که هر نجوم دوستی حال منو میدونه ولی بازم انتقاد دارم از خیلیا . رسمی تر میخوام بنویسم :

لازم به تذکر برای آن دسته افرادیست که از روی کم لطفی توجهی به این برنامه نداشته اند که آسمان شب ، با کارگردانی و مجری گری و تهیه کنندگی سیاوش و محمد فواد صفاریان پور ، نه تنها موفق ترین برنامه نجومی صدا و سیما در سطح ملی بوده بلکه به جرئت میتوانم بگویم در سطح خاورمیانه و حتی آسیا هم همتایی نداشت. برنامه ای که دین بزرگی را برای جامعه علمی ایران ادا کرد. حق پدری داشت بر گردن تک تک کسانی که مشوقشان در زمینه نجوم بود. از همان زمان که در مجله نجوم از آسمان شب گفتند مشخص شد که دست هایی در کارند تا نگذارند سیاوش صفاریان پور آنگونه که شایسته خود و بینندگان است برنامه را اجرا کند. دست هایی که از روی حسادت دست به هر اقدام ناشایستی زدند تا اینکه با فشار آوردن به مسئولان پخش و پارتی بازی های زیاد بالاخره توانستند پا جای پای سیاوش بگذارند. توانایی اجرای برنامه ای دیگر در کنار آسمان شب – درست عین مجله آسمان شب و نجوم – را نداشتند و فقط زورگیری از دستشان برمی آمد. قبول دارم این اواخر پخش برنامه نظم نداشت . قبول دارم تعداد برنامه های تکراری داشت بالا میرفت قبول دارم یک تعداد افراد مشخص بعنوان کارشناس در برنامه حضور داشتند ولی دوستان نمیشود که هر کسی را که توانست بگوید astronomy  را برداشت و بعنوان کارشناس در یک برنامه ملی نشاند. نمیشود.تمام این نواقص را میشد با یک ارسال نظر حل کرد. نظری که به قطع سیاوش الکی از رویش نمیگذشت.  میخواهم کمی به توانایی های سیاوش صفاریان پور و در کنارش فواد بپردازم. اگر کمی برنامه های علمی تلویزیون را دنبال میکردید متوجه برنامه های دیگر از این دو عزیز میشدید. فرجه ، تیک تاک و انسان و دانش اگر اشتباه نکنم که از شبکه آموزش پخش میشد. هر یک از اینها برنامه هایی بودند با تنوع خاص . فرجه وضعیت علم و فناوری کشور را بررسی میکرد و مسئولان را به میز مذاکره میکشاند. سیستم آموزشی و علمی کشور را نقد میکرد ، راهکار نشان میداد و نظر مسئولان مختلف را جویا میشد. به نقد مسائل علمی میپرداخت . از زمانیکه مجری این برنامه تغییر کرد برنامه دیگر جذابیت قبل خود را ندارد. نمیتواند مطلب را مانند قبل منتقل کند حتی توانایی این را ندارد که بیننده را به اندازه پنج دقیقه پای تلویزیون نگه دارد. اینها چیز هاییست که در مورد خودم صادقند.

 تیک تاک ، خاص ترین برنامه در طول تاریخ تلویزیون نگاه کردنم ! عالی ترین برنامه ی مباحثه ای میان دو نفر. مهم نبود آن دو نفر چه کسانی بودند از بازیگران گرفته تا شخصیت های علمی و حتی معمولی ترین افراد اجتماع . مهم بحث میان آنها بود و گرمی آن و نظرات جالبی که در مورد پیش پا افتاده ترین موضوع ارائه میشد. برای خود من که خیلی جالب بود. با شخصیت های جالب و جدیدی آشنا شدم. حتی پذیرایی شان از میهمان که ساده ترین و پیش پا افتاده ترین بود نیز به نوعی طرح ریزی میشد که نوشیدنی های سنتی را ارائه میداد. – میگویم ساده ترین بخاطر اینکه این برنامه نقاط قوت بسیاری داشت که توجه خاص تهیه کننده به پذیرایی که در جای خود ستودنی بود زیاد به چشم نمی آمد ! - برای من هم زدن خاکشیر و زاویه دید دوربین بسیار جالب بود و عاشق تیله های تزئینی اش بودم.

 انسان و دانش هم که برنامه ای بود که به نقد اخبار علمی و بحث پیرامون آنها میپرداخت. لازم به ذکر است که طراحی دکور همه این برنامه ها کوچکترین شباهتی به یکدیگر نداشت  که خود نشانه خلاقیت هر چه تمام تر عوامل اصلی آن است. این ها را گفتم برای آنکه به توانایی های سیاوش و فواد باور داشته باشیم. بدانیم که این دو برادر بهترین گزینه برای اجرا و تهیه ی برنامه های علمی هستند تا با سبک ارائه خاص خود بتوانند بر تعداد بینندگان بیفزایند و باعث فزونی تعداد مشوقان این عرصه شوند.

این را نقص بزرگی از مسئولان پخش می بینم که بدون توجه به بینندگان و با زیر پا گذاشتن نظرات آنها که پایه های تداوم یک برنامه علمی هستند دست به هر تغییرات اساسی زدند. تغییراتی که به نظر من حتی ممکن است تعداد بینندگان را کاهش دهد . نقص بزرگی که مسئولان بجای توجه به پایه و اساس ترویج علم تیشه به ریشه اش میزنند که یا از روی ناخردی ست یا اغراض شخصی را دخیل میکنند . همین.

صمیمانه از این دو برادر عزیز نهایت تشکر را بعمل می آورم و امیدوارم با پشتکاری که از آنان سراغ داریم دست به کارهای جدیدی در این عرصه بزنند و دل ما را خوش کنند با آن. دست مریزاد .

 

پی نوشت : میدانم طولانی بود و میدانم که میتوانستم در ادامه مطلب بگذارم ولی نتوانستم. انصاف نبود اینکار را در حق بهترین برنامه نجومی که می پرستیدمش بکنم. همین.

 

پی نوشت : اولین باری بود که احساس کردم داریم با دستای خودمون بد چاله ای میکنیم. اولین باری بود که برای یه برنامه تلویزیونی – کسایی که میدونن اهل تلویزیون نیستم  میدونن منظورم چیه –و پخش نشدنش اینقدر ناراحت شدمو افسوس خوردم.

 

حرف نوشت :   چرچیل :  پیروزی یعنی توانایی رفتن از یک شکست به شکست دیگر بدون از دست دادن اشتیاق !

 

دل نوشت : " و تا آنجا که موفق شوند مرد و مردانه می ایستند و یکدندگی به خرج میدهند. " لجبازی آدمارو برای رسیدن به هدفشون دوست دارم ! طعم گسش قشنگه !

دل نوشت بعدا اضافه شده : بی انصافیه وختی درگیر میکنی به فکر کردنو خودت می ایستی کنارو سکوت میکنی. دل سنگ میخوادو یه عالمه ادعای پوچ. واقعا بعضی وختا از  قلمبه شدن حرفا رو گلوم احساس میکنم بی مصرف ترین آدم ممکنم. خیلی بی مصرف.

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 20:43 توسط عطیه| |

خیلی وقت بود نبودمو دلم تنگ شده بود برای خونه دومم ! فقط اومدم بگم که ممکنه تا یه مدت طولانی – دقیقا نمیدونم تا کی – نباشم. همین.

پی نوشت : این آخرین پست اینمدلی این وبلاگه. یه فکرایی برا بعد همون مدت طولانیه دارم که اگه خدا بخواد ...

پی نوشت بعدی : حرفهاییست از جنس حرف دل . تو ادامه مطلب میذارم تا کسایی که نمیخوان نخونن. امیدوارم این حرف هام هم دیگه تو این وبلاگ نوشته نشه. هر چی باشه وبلاگ مثلا علمیه نه درد دل! 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 20:12 توسط عطیه| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ